العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)

88

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)

است ) امام امين و رفيق و برادر شفيق و فريادرس مردم در گرفتاريها است . امام امين خدا در زمين و حجت او بين مردم و خليفه خدا در دنيا و راهنماى حق و مدافع دين خدا است . امام از گناه پاك و از عيب منزه است گنجينه علم و حلم است نظام دين و شرف مؤمنين است و موجب خشم منافقين و از بين برنده كافرين است . امام يگانه روزگار و شخصيت بىنظيرى است كه مثل و مانند ندارد امتياز دارد بعلم و فضل بدون آنكه از مكتب و مدرسه‌اى آموخته باشد بلكه خداوند بخشنده به او عنايت نموده چه كسى را ياراى معرفت امام است و يا امكان انتخاب او را دارد . هيهات واقعا هيهات عقل‌ها سرگردان و افكار پريشان و خردها حيران و چشم‌ها نگران و بزرگان به زانو در آمده‌اند و دانشمندان متحيرند و خردمندان فرومانده و سخنوران درمانده‌اند و دانايان در گرداب افتاده و شاعران زبان بند شده و اديبان عاجز گشته و بليغان فرومانده‌اند از وصف و ستايش يك مقام يا فضيلت از امام همه اقرار بعجز و ناتوانى خود كرده‌اند . چگونه مىتوان او را بواقع ستود يا درك مقدارى از مقامش را نمود و يا برايش نظيرى يافت كه جايگزين او شود و يا چون او بىنياز پيدا كرد چگونه و كجا مىتوان بمقام و موقعيت او رسيد با اينكه او چون ستاره‌ايست كه از دسترس مردم و از ستايش ستايش‌كنندگان فاصله‌ها دارد چطور مىتوان چنين شخصى را انتخاب نمود چطور عقل‌ها بسويش راه مىيابد و يا كجا مىتوان مانندش را پيدا كرد . گمان مىكنند امامت را ميتوان در غير اولاد پيامبر يافت دلهاى آنها گواهى بر دروغ گفتنشان ميدهد و در آرزوى باطلى فرو رفته‌اند به پرتگاه بس دشوار و بلندى قرار گرفته‌اند كه با سر به زمين مىافتند مىخواهند با عقل‌هاى ناقص و سرگردان بىارزش خود و با آراء گمراه‌كننده خويش امام را تعيين كنند هر چه